مصرف گرایی بحرانزا
هنگامی که زیربنای مناسب تولیدی و درآمدی وجود نداشته باشد و در عین حال به مصرف تاکید شود آسیب های متعددی در جامعه بروز می کند، به عنوان مثال هنگامی که خانواده ها با چشم و هم چشمی و مدپرستی مواجه می شوند مرد مجبور می شود به شغل های متعددی روی آورد و حتی زن او هم به اشتغال بپردازد تا بتوانند در مقابل الگوی مصرف گرایی سایر خانواده ها کم نیاورند و حفظ آبرو کنند.
از سوی دیگر ممکن است مصرف گرایی تا آنجا دامن زده شود که تهیه اسباب و لوازم زندگی حتی عرصه را بر ساکنین واحدهای آپارتمان نشین هم تنگ کند.
اگر فرزندان و یا زن و شوهر را تحت فشار قرار دهند درآمد مصرفی بیشتری ایجاد کنند ممکن است حتی ذهن مرد یا سرپرست خانواده را متوجه رفتارهای تخلف آمیز کند. برتری سود چنین رفتاری نسبت به هزینه های انحرافی آن، ذهن آدمیان را متقاعد می کند که می توانند از این طریق به مراتب بالایی در زندگی دست پیدا کنند.
تحت این شرایط تلاش برای کار و تولید کم رنگ می شود و افراد ثروت های باد آورده را ترجیح می دهند و معتقدند از طریق روابط نامناسب و نامعقول منابع قدرت و ثروت بهتر می توان به درآمد و تأمین مایحتاج مصرف گرایی دست یافت. به این ترتیب اقتصاد دوگانه ای مصرف گرایی و تولید بی رمق موجباتی فراهم می آورد که اعضای جامعه هر چه بیشتر از خلاقیت تولید دوری گزیده و به سمت مصرف و مصرف گرایی متمایل شود.
این وضعیت حتی ساختار قدرت را تهدید می کند و ثروت زایی باد آورده مالکیت منابع قدرت را تشویق می کند که به مصرف گرایی دامن زند، در این صورت فرهنگ تاکید بر ارزش های تولیدی راه به جایی نمی برد و ضرب المثل هایی نظیر نابرده رنج گنج میسر نمی شود در نزد اعضای جامعه بی معنا جلوه می کند.
از سوی دیگر توسعه محصول عملکرد ساختار اجتماعی است که از دستاوردهای تکنولوژیک نظیر کالاها و خدمات برای تحقق اهداف جمعی خود استفاده می کند و از سوی دیگر تکنولوژی و صنعت برای دست یابی به توسعه نیازمند تجهیز نیروی انسانی و تثبیت نظام بورکراسی هستند.
چنین رفتاری نیازمند رشد علم و عقلانیت در فرهنگی تکثرگرا و بالنده و سازنده است، بنابر این اگر تعلقات اشخاص به کار و تولید برنامه ریزی و تخصص متوجه نشود بی تردید نمی توان شاهد تحقق توسعه، آن هم در شکل پایدار بود. بنابر این به نظر می رسد که توسعه محصول توازن تولید و مصرف، برنامه ریزی و نظارت، تخصص و کاربرد نیروی انسانی و ارزشمندی کار و تلاش در قبال کسب سود مناسب است، در غیر این صورت تولید تبلور نخواهد یافت.
شاید به همین دلیل است که نشانه هایی از مصرف گرایی در ذات مردم شهرها و به خصوص در میان مردمان خاورمیانه در طول تاریخ به وجود آمده است. به علاوه از آنجایی که کشور های خاورمیانه به خاطر منابع غنی و گرانبها مانند نفت لاجرم از امکانات مالی نسبتاً خوبی برای گرایش مصرف گرایی در جامعه خویش برخوردار بوده اند .
به این ترتیب می توان گفت که مصرف گرایی به عنوان شاخص حضور مالکین غیرتولیدی در جامعه مانع تبدیل ثروت به سرمایه و قاعدتاً از بروز توسعه جلوگیری می کند و نظام اقتصادی را از مسیر خلاقیت و تولید خارج می کند.
اعظم زارع
ممنون عزیزم خسته نباشی و همیشه موفق باشی