یه سلام و یه خسته نباشید و یه تبریک به خانم صادقی واسه روز معلم!
و یه سلام دیگه به همه ی دوستای گل خودم :
الهام، ملیحه، بهاره، ملیکا، عطیه، مهسا، آرزو، ساناز، شیما، اعظم، فاطمه، الهه، مژده و...
(بچه ها جون ببخشید دیگه به علت IQ وافر بنده و کمبود وقت بیشتر به (و...) توجه کنید!)
خیلی از قضیه اصلی دور شدیم!
این آپ مخصوص تبریک به خانم صادقی بود!
خانم صادقی روز معلم رو بهتون تبریک می گم و امیدوارم سال های متوالی در کنار ما و با ما باشید!
این قطعه رو هم تقدیم می کنم به خانم صادقی!
مکتب عشق
عشق با تو آغاز می شود
کلاس خاطره ها با یاد تو جان گرفت. تو در سپیدی برگ های دفتر دلمان جریان داری.
تو بودی و کوله باری از مهر؛ ما بودیم و تشنگی در وادی محبت تو. ما بودیم و خانه های دلمان در آستانه چلچراغی از مهربانی ات.
بر لبت باران نور بود و دل ما کویر تاریکی؛ قطره قطره بر سطح ترک خورده دلمان باریدی و علم در ما جوانه زد.
زمین نگاهت، مکتب عشق بود و ما مکتب نشین چشم هایت بودیم. ما دست در دست تو نهادیم تا راه پر پیچ و خم زندگی را با تو گام برداریم.
دل به دل ما سپردی و گرمای وجودت را در سرمای تمام فرازها و نشیب ها کردی تا در یخبندان جهالت، در جانزنیم.
چراغ دانشی که در دست ماست، روشنایی از تو دارد، معلم عزیزم!
سلام به عزیزدلم زری خانوم:
می بینم که چشم مارو دور دیدیو یه کارایی کردی.ولی نمی دونی باچه
بدبختی واردشدم.ولی نمی تونم زیادبمونم.