یک داستان واقعی وجالب!!!!!!!!حتما بخون

یک داستان واقعی

 

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
 

مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!
 

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی.اما بگرد معنی عشق واقعی رو پیداکن.نه هرعشقی... 

 

 

 

                                                                                    الهام   

شعر کوتاه

با تو حکایتی دگر،این دل ما به سر کند،
شب سیاه قصه را،هوای تو
سحر کند

باور ما نمی شود،در سر ما نمی رود
کز گذر سینه ما،یار دگر گذر کند 

 

 

 

 

 

 

 

              سلام به خواننده ی عزیز.امیدوارم ازمطالب ما خوشت بیاد. 

 

 

              یه خواهش: لطفا نظر یادت نره. 

                                                                                  الهام

تاریخ نقاشی ایران

 
نقاشى و هنر تصویرى در سرزمین ایران از دوران ماقبل تاریخ آغاز شد و بعد با آغاز دوران تاریخى و در دوران هخامنشى شکل مخصوص به‌خود را یافت. در دورهٔ ساسانى طبق الگوهاى خاص این دوران، داراى مختصات ویژه‌اى شد و بعد در دوران پارتى ماهیتى تلفیقى یافت و با آغاز دوران اسلامى این جریان هنری، عرصهٔ تازه‌اى پیمود.
آثار برجاى مانده از این دوران پیشاتاریخى و تاریخى به‌دلیل اندک بودن، شرایط لازم را براى شناخت دقیق‌تر فراهم نمى‌سازد. با همهٔ این اوصاف مى‌توان این آثار را با نمونه‌هاى بعد از اسلام به‌گونه‌اى پیوند زد و به مطالعهٔ نقاشى‌هاى این دوران‌ها پرداخت.

 

دوران پیش از تاریخ

پیشینهٔ هنر تصویرى در ایران به روزگار پیش از تاریخ باز مى‌گردد. نخستین قومى که در ایران هویت تاریخى یافتند، عیلامى‌ها بودند که تعدادى آثار تصویرى از خود برجاى نهاده‌اند، که در واقع پیش از آغاز فرهنگ و تمدن آریایى در سرزمین ایران پدید آمده‌اند. پژوهشگران مبدأ هنر ایرانى را به دوران نوسنگى نسبت مى‌دهند، اما بر طبق اطلاعات دقیق‌تر شاید بتوان سرآغاز قدیم‌ترى براى این هنر در نظر گرفت.
از جمله قدیم‌ترین آثار تصویرى به‌دست‌ آمده در ایران، صخره‌نگاره‌هاى منطقهٔ کوه‌دشت لرستان است که صحنه‌هاى رزم و شکار را نشان مى‌دهند. بیشتر این تصاویر به شیوه‌اى ساده و ابتدایى نقش شده‌اند و صراحتى اغراق‌آمیز در حرکات و پیکره‌هاى این نقوش به‌چشم مى‌خورد. قدمت این صخره‌نگاره‌ها هنوز به‌طور دقیق معلوم نشده است و همگى به یک دوران تعلق ندارند. به احتمال قوى ترسیم این نقوش در ارتباط با اعتقادات جادویى است.
جلوه‌هاى آشکارتر هنر تصویرى قدیم ایران بر روى سفالینه‌ها نقش بسته است. سفالینه‌هایى که از تپه سیلک، تپه حصار و یا مناطق دیگر به‌دست آمده‌اند. به‌گفتهٔ آرثرپوپ سفالینهٔ منقوش را باید نخستین کتاب بشر تقلى نمود.

مفرغ‌هاى لرستان (سده‌هاى دوازدهم تا هشتم ق.م.) نیز از مهم‌ترین جلوه‌هاى کهن هنر ایرانى به‌شمار مى‌آیند.
تصویرگر پیش از تاریخ اساساً طبیعت نگار نبوده و گرایش به تقلید از ظواهر عینى اشیاء و موجودات نداشته است. او براى رساندن مفهوم مورد نظر خود تنها چند ویژگى اساسى را در نظر مى‌گرفته و به نمایش مى‌گذاشته است.نمایش حیوان و انسان، اشکال هندسى دایره و مربع و نقش‌هایى از کوه، آب، خورشید و ماه از رایج‌ترین مواد تصویرى کهن در هنر ایران بوده است. در آثار بعدى نقش‌مایه‌هایى با خصلت فوق طبیعى به‌چشم مى‌خورد. مانند تلفیقى از انسان و حیوان و جز اینها. بیشتر این نقش‌مایه‌هاى نمادین را با اختلاف در آثار هنرى بین‌النهرین و سایر نواحى آسیاى غربى مى‌توان یافت.

 

 

 
 
 
                                                                                    الهام

بیستون،بنای تاریخی.

 
امیدوارم خوشت بیاد یاحداقل اگه برات جالب نبود لطف کنی منو بانظر گذاشتنت راهنمایی کنی. 
 یه شعر زیبا تقدیم به تو خواننده  ی عزیز 
 
 
 
آن گاه که سر از خاک بر آوردیم و زیستن را در سرزمین ابدیت آغاز نمودیم

روح تاریخ در کالبد انسان دمید و زمان پیش رفت تا به ما رسید

حال ماییم و تاریخی بس عجیب
و در پس این تاریخ نشان روح هایی بس بزرگ

پس انسان اهورایی تا بی انتها جاودان است
و حفظ میراث این انسانها تا بی کران ادامه دارد ...

 
 
 
 
 اطلاعاتی درمورد بیستون:
بیستون در 30 کیلومتری شرق شهر کرمانشاه بر سر راه همدان کرمانشاه در 47 درجه و 27 دقیقه طول جغرافیایی و 34 درجه و24 دقیقه عرض جغرافیایی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد.

این دشت دارای 1320 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد طوریکه وضعیت استثنایی کوه موجب شده تا عده ای آن را دروازه زاگرس نامند محوطه بیستون در محدوده ای به طول 5 کیلومتر عرض 3 کیلومتر قرار دارد.
ایرانیان باستان بیستون را به خاطر جایگاه خاصش بغستان ( جایگاه خدیان ) می نامیدند در متون تاریخی بیستون در دوره های مختلف به نامهای بغستان – بگستان – بهستون – بهستان – بیستون آمده است.
بیستون به علت شرایط خاص جغرافیایی از آغاز زندگی بشر تا دوران معاصر مورد توجه انسانها قرار گرفته و از هر دوره آثاری در آن دیده می شود. 29 اثر آن در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .  
 
                                         الهام

 

تصاویر.حتما نگاه کن!

     نننننننننننننننننننننننننننظر یادت نننننننننننننننره 

 

 

 

 

چ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

                                                                                               الهام

هوش ایرانی.طنز

 ایرانی ها باهوش ترینند !!  

 

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند.
یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.
آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند.
وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!!!!!!

 

                                                                                               الهام